محمد رضا واليزاده معجزى

332

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بود ، پدرش بعضى از رجال صاحب تجربه را به عنوان معاون و مشاور در معيت او روانه ساخت ولى شاهزاده اعتنايى به راهنماييهاى مشاورين نداشت و به اذيت و آزار مردم و تصاحب املاك و اموال اين و آن پرداخت و به بعضى طوايف دستور مىداد كه طايفه ديگر را غارت كنند و مشاورين او و بعضى از اشخاص ، سبكسريهاى شاهزاده را به شاه گزارش دادند و شاه او را به تهران فراخواند . سالار الدوله به اتفاق چند نفر از خوانين لرستان به تهران رفت و شاه او را معزول كرد ولى با وساطت مادرش نور الدوله و بعضى از درباريان او را مجددا ابقا كرد . سالار كه مىدانست قريبا شاه را در مورد ابقاء او پشيمان خواهند كرد ، بدون اطلاع و اجازه شاه به سوى خرم‌آباد حركت كرد و اين رفتار او شاه را به خشم آورد و قصد احضارش كرد ولى مادرش متعهد گرديد كه برادرش را جهت آوردن او به لرستان روانه دارد و بعد از چندى سالار الدوله به اتفاق داييش به تهران رفت و به حكومت خمسه منصوب گرديد و عين الدوله به‌جاى او به حكومت لرستان و بروجرد برقرار شد . سالار الدوله سالهاى 15 و 16 را در ولايات خمسه گذرانيد و در سال 1318 مجددا مأمور لرستان گرديد و عين الدوله به تهران رفت . سالار الدوله از اواخر سال 1318 و تا سال 1322 همچنان والى لرستان و بروجرد بود و باز هم در نتيجه گزارشهايى كه به پدرش رسيده بود ، به مركز احضار گرديد . چندى در تهران ماند و به پيشنهاد عين الدوله در سال 1323 به‌سمت والى لرستان و گروس معين و تا 11 شوال اين سال در سنندج بوده و از جمله اشخاصى كه در مأموريت كردستان با سالار الدوله بودند ، ملك المتكلمين [ 2 ] بود راجع به دوستى سالار الدوله و ملك المتكلمين نقش عمده را نصير الملك شيرازى پيشكار و معاون سالار كه از مردان آزاده و روشنفكر عصر خود بوده ، به عهده داشته است . ملك در كردستان جزو نزديكان شاهزاده بوده و چون در فلسفه و منطق و بيان دستى داشت ، در اين مدت مسير فكر شاهزاده را تغيير داده و به او ثابت كرده كه اگر با احرار آزادىخواهان همكارى كند ، آنها وى را به‌جاى برادرش محمد على ميرزا خواهند نشاند . سالار الدوله كه براى جانشينى پدرش قرار و آرام نداشت و دايما براى سلطنت خوابهاى طلائى مىديد ، كاملا تحت تاثير تلقينات ملك المتكلمين قرار گرفت و به احرار و آزادىخواهان متمايل گرديد . بالاخره تندرويهاى سالار الدوله در كردستان و بگير و ببند و جرم و جريمه‌هايى كه راه انداخته بود مردم را به ستوه آورده و بزرگان قوم عليه او به كنكاش پرداختند و مجلس‌ها آراسته